تبليغاتX
تيره گان - نمایش هالیودی دیالکتیک خیر و شر
 
تيره گان
 
 
در حاشیه واژه ، صدا و متن
 
 

نگاهی به فیلم شوالیه تاریکی

چندی پیش صدا و سیمای کشور یکی از پر فروشترین فیلمهای تاریخ هالیوود را در ایام عید نوروز نمایش داد.فیلمی که به گمان برخی سینمای بحران زده آمریکا را از خطر سقوط مالی نجات داد.

بدون شک هدف اصلی سازندگان فیلم "فروش" بوده است."فروش"، واژه ای که یکی از اصلی ترین شعارهای نظام سرمایه است.به همین دلیل جستجو در محتوای فیلم به ظاهر کاری عبث است.برای مثال نمی توان آنرا با فیلم هایی چون سپید و بیست و یک گرم کیشلوفسکی مقایسه کرد.

با این وجود به نظر بنده این فیلم "مانیفست نظام سرمایه" است.

پرداختن به کلیشه مبارزه خیر و شر با حضور قهرمانی شکست ناپذیریکی از نقاط تامل برانگیز فیلم می باشد . چنین فیلمها و آثاری در حال حاضر حتی در ادبیات کودکان جایی ندارند.با این وجود، این فیلم از چنین ساختار ساده و جدا از عصری ساخته شده بود.فیلم قصد بیان و تشریح تاریخ نوینی را دارد.عصری که در آن نیروهای شر مجددا در پی تخریب نظم جهانی، صلح و آرامش شهروندان این دهکده جهانی هستند.نیروهایی که بر خلاف تبه کاران معمولی گذشته، دنبال کسب پول و ثروت از راه های غیر قانونی نیستند بلکه تمام تلاش آنها نابودی "نظمی" است که در راس آن صاحبان سرمایه یعنی بانکداران، کارخانه دارها و تجار بزرگ قرار دارند.

همانطور که می دانید فیلم مبارزه "بت من" (مرد خفاشی) نماد قهرمان شکست ناپذیر حماسه های بزرگ تاریخ و "دلقک" نماد شر و تاریکی است (هرچند بت من لقب شوالیه تاریکی را اخذ کرده است).جالب اینجاست که نماد شر یک دلقک است.شاید به این دلیل که اعمال و گفتار یک دلقک مضحک و بی ارزش و پوچ است(البته از دیرباز در بسیاری از آثار ادبی و نمایشی افراد شریر را ملبس به لباس دلقک نموده اند).

نکته جالب دیگر لبخندیست که همواره بر لبان دلقک است.این لیخند مرا به یاد رمان "مردی که می خندد" اثر ویکتور هوگو می اندازد.رمانی درباره مردی که به علت نوعی بیماری مجبور به انجام عمل جراحی (بوکافشیال سرجری) بر روی دهان و فکش گردید.عملی که باعث شد به او چهره ای خندان بدهد.اما در پس این چهره مردی زندگی می کرد که کوهی از غم بر دوش می کشید.

اولین صحنه فیلم را سرقت از بانکی بزرگ تشکیل می دهد.و مبارزه "شر" (دلقک) با "نظم موجود" از همین صحنه آغاز می گردد.دلقک نماد شرارت و دشمن بی نظمی با ظاهر و حرکاتی غیر معمول یکی از مراکز اصلی و نمادهای نظم نوین جهانی یعنی "بانک" را مورد هجوم خود قرار داد.

به سرعت سر و کله قهرمان فیلم یعنی حامی بزرگ نظم نوین جهانی و دشمن شرارت و بی نظمی پیدا می شود. البته با این تفاوت که قهرمان از نیرویی خارق العاده برخوردار نیست.او نیز فردیست مانند بقیه، مانند همه می خورد، می خوابد، می پوشد و عاشق می شود.اما او مجهز به جدیدترین تکنولوژیها و سلاح هاست. سلاح هایی که برای مبارزه با نیروهای شر به کار می رود.منبع این امکانات و سلاح ها نیز یک سرمایه دار بزرگ است.کسی که حامی نظم و صلح است.

او به کمک "بت من" افسانه ای به مبارزه با خطرناکترین تبهکاران می رود.و نهایتا هم پیروزی با نظم موجود و قهرمان است.نماد بی نظمی و شرارت از شهر رخت بر می بندد و مردم یکبار دیگر در کنار هم و زیر سایه نمادهای بزرگ سرمایه به زندگی همیشگی خود ادامه می دهند. و به این ترتیب فیلم با کلیشه ای ساده چنین مفهومی را القا می کند و پیروزی خود را هم در اذهان مردم و هم در گیشه های بلیت فروشی سینما جشن می گیرد.بی آنکه سکانسی از فیلم به زندگی و گذشته دلقک بپردازد.گویی زایش دلقک خلق الساعه بوده است.مانند یک موجود فضایی که از کهکشانی دیگر وارد جامعه پاک و تمییز انسانها شده است؛ و در آنجا به دشمن نظم و آرامش انسانها بدل گشته است.

شاید یکی از طنزآمیز ترین صحنه های فیلم صحنه به آتش کشیدن پولها توسط دلقک بود.صحنه ای که تلاش می کرد عمق کینه دلقک را نسبت به نظم جامعه نشان دهد.او یک سارق معمولی نبود و قصد کسب پول و ثروتی عظیم را نداشت.او یک "دشمن" بود.دشمنی که هدفش خرابکاری و ایجاد هراس بود...ولی در عین حال این صحنه به صحنه تمسخر صاحبان نظم تبدیل شد.به راستی که دلقک با این کار بیش از همه صاحبان نظم (بانکها،کارخانجات و دولت) را به خشم آورد و از خشم آنها لذت برد.

او به جای استفاده از پول که باعث چرخش مجدد آن در بازار می شد (همان کاری که وظیفه این میانجی یعنی پول در نظام سرمایه است) ؛ آنها را به آتش کشید.او با این کار تلاش کل نظام را برای مبارزه با بی نظمی ناکام گذاشت.

ر.محسن

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 3 اردیبهشت1388ساعت 5:5 قبل از ظهر  توسط محسن  | 
 
  بالا