تبليغاتX
تيره گان
 
تيره گان
 
 
در حاشیه واژه ، صدا و متن
 
آن بهار سرد بود، آنقدر سرد كه انجمادش را نوك انگشتان فرياد مي كرد !

گويي سردي ي تن عريان تازه متولد را گرماي قُنداقي در انتظار نبود،

چنانكه

اضطراب گشودن چشمان

در جهاني كه به خود نيامده اي و بايد به خود بماني هم مرهمي در كار نيست

( يا آنچه بود خود مرهم نبود. )

......

گفت: سفري در پيش است؛ گفت: جايي است در آن ينگه ي دنيا



براي "خاطره ي پرلاشز " به ادامه مطلب برويد .


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه 8 خرداد1388ساعت 2:15 قبل از ظهر  توسط امیر  | 
 
  بالا